بهانه
ای تو بهانه برای ماندن!
دلم را به امانت به دلت سپردم، اما امانت نداشتی و بشکستی دلی که می تپید برای تکرار نامت، و منتظر بود اولین شب آرامش را …
و اینک این شکسته دل می خواند: به سوی تو، به شوق روی تو، سپیده دم آیم …
ای تو بهانه برای ماندن!
دلم را به امانت به دلت سپردم، اما امانت نداشتی و بشکستی دلی که می تپید برای تکرار نامت، و منتظر بود اولین شب آرامش را …
و اینک این شکسته دل می خواند: به سوی تو، به شوق روی تو، سپیده دم آیم …
Sohail’s Star - Comet , Written By Sohail M , Powered By Hamidreza S
خرداد ۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۷ ق.ظ
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی …
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
مرسی که سر زدی دوست من