چند دقیقه سکوت

چند دقیقه سکوت به احترام مرگ مردی که دوستش داشتم،
و یک عمر سکوت او به احترام مرگ رویایی که دوستش داشت ….

این چنین شد قصه ی جدایی من و من!

پ.ن: از دست نوشته های زیبای “حمیدرضا” …. (مرسی حمید)

  1. anava Says:

    age doosesh dashtish pas chera koshtish?khoobi? mashkook mizani

    ——————-

    سهیل:
    من نکشتمش! مُرد! ….
    فکر کنم خوبم، تو خوبی؟
    من؟ هنوز مشکوکم؟ تو هم کشتی منو با این مشکوکی!! من کجام مشکوکه؟ دیگه چیزی برای مشکوکی نمونده!!
    ….
    مرسی که بهم سر زدی :)

  2. قصه گو Says:

    من از اين نوشته يك دگرگوني حس كردم
    جه زيبا بيان كرده اي آن را و برايش ياد بود هم گرفته اي زيبا تر.

    ——————-
    سهیل:
    امیدوارم دگرگونیش دائمی باشه :|

  3. خان دایی Says:

    دیدی به وعده هام جامه XL عمل پوشوندم؟
    یادته همش می گفتم سهیل کشتمت؟
    حالا دیدی؟
    برو به بچه محلات تعریف کن!
    ***

    تو ایده آلی
    خیلی باحالی
    تو بینظیری
    تو اورجینالی

    ***

    ——————-
    سهیل:
    والا چی بگم! باشه حتما تعریف می کنم! :|
    از اون همه تعریف و تمجید هم ممنون /:)

Sohail’s Star - Comet , Written By Sohail M , Powered By Hamidreza S