اعتراف
دستش را آورد جلو، من هم دستش را فشردم!
کل ماجرای من و بد بختی همین بود …
پ.ن:
۱. کاش میشد با روزگار دست نداد!
۲. شهریور با طعم اسپرسو!
۳. از بابت خیلی چیزها و خیلی وجودها ممنونم (به پاس وجود اطرافیان خوب، و اینکه کسی نگه ناشکرم)
۴.خدایا! چرا رها کردی منو …