امروز!

امروز قرار بود بالاخره از پایان نامم دفاع کنم! دیشب هم مدام داشتم power pointی که آماده کرده بودم رو مرور می کردم! استرس، آخر شب به سراغم اومده بود و نگران بودم! قرار بود زحمت تقریبا ۱ ساله رو به نمایش بگذارم؛ و این چند شب که سنگین و سخت گذشت!
و ناگهان ساعت ۱۲:۴۵ شب یکی از استادا اعلام کرد نمی تونه بیاد و خلاصه اینکه جلسه افتاد ۲شنبه! امروز هم رفتم دانشگاه تا زمان رو برای ۲شنبه هماهنگ کنم!

کارا انجام شد و حالا منتظر ۲شنبه هستم! شاید حکمتی بود که برنامه ی امروز عقب افتاد!
…. شاید که چو وا بینی، خیر تو در این باشد
این رو خیلی وقته یاد گرفتم!

بعد از اینکه دفاع کردم حتما تو قسمت فارسی بخش کارهام در موردش توضیحاتی میدم!
فعلا یا حق :)

پ.ن ها:

۱. خدایا تو مهربانی، تو ببخش ….
۲. هر روز نزدیک تر میشیم به یه شب بزرگ، که …. :|
۳. دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اینقدر تنگ میشه که میخوایی اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی  ….

Sohail’s Star - Comet , Written By Sohail M , Powered By Hamidreza S