می نویسم …

به نامش، به یادش، برایش …

پس از مدت ها امشب قصد کردم بنویسم و تمام دلتنگی هایم را بگویم! قصد کردم از “حیات خلوت” عزیزم کوچ کنم و به خلوتی دیگر پناه برم تا مانند نامش “ستاره ی دنباله دار“ی را سوار گردم و پرواز کنم به سمت آرزوها، تا بلکه برسم به …
سکوت سختی رو گذروندم و طاقت فرسا! از مرداد ۸۶ ننوشتم در “حیات خلوت” دلم، ۱۰ ماه! زیاد کم هم نیست، به من سخت گذشت این سکوت ملال آور …
“حیات خلوت” به صورت معمولی با یه سری نوشته ی معمولی شروع شد و بعد از گذر چند ماه ناگهان بر اثر اتفاقی تبدیل شد به غمکده ی غم پرستی عاشق! نوشته ها همه دل نوشته هایی شد از نظر دیگران سوزناک! و خودم انقدر دوستشان داشتم که با هر بار خواندن گریه ام می گرفت! و بعد از هر نوشتنی و خواندنی جوابی بود تا اینکه دیگر جواب نیامد و من فقط نوشتم! و من هم مانند انسان های دیگه صبری دارم خب! تمام شد صبرم و خستگی اعلام کردم و سکوت پیشه گرفتم …
(همه ی نوشته های “حیات خلوت” در قسمتی به همین نام در این سایت آورده شده اند، با قید تاریخ”)

در دنیای مجازی سکوت کردم و پس از کمی سکوت طاقت نیاوردم و دردهای دلم وبلاگ گونه به صورت پیامک هایی برای دوستان می فرستادم تا بلکه مرهمی باشد بر دردهای بی انتها!
(این پیامک ها در قسمت های “حیات خلوت” و “فکر زیبا“ی همین سایت آورده شده اند …)

از این پس می نویسم از قله های زندگی! از دلم، درد دلم؛ از عشق او و بی پایانیش! نمی دانم می تواند اینجا را پیدا کند یا نه!  از آینده هیچ نمی دانم و ترجیح می دهم در سکوتم فقط چهره ی او را نمایان کنم و دل خوش کنم به خاطرات گذشته! آینده هم با خدا …

پ.ن: امیدوارم مثل سابق بتونم قلم خوبی به دست بگیرم …

Sohail’s Star - Comet , Written By Sohail M , Powered By Hamidreza S