تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم؛
تو را به جای تمام روزگارانی که نزیسته ام دوست می دارم؛
برای خاطر عطر نان گرم؛
و برفی که آب می شود!
و برای خاطر اولین گناه؛
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم؛
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم …
پ.ن:دیالوگی از سریال “مدار صفر درجه”
Comments Off
چه لذتی داره وقتی علم داشته باشی و خیلی ها که بالاتر و جلوتر هستن ازت بیان زیر دستت و خیلی چیزها یاد بگیرن و سوال بپرسن!
هر روز تصمیمم داره جدی تر میشه برای تلاش بیشتر که برسم به مرحله ی تدریس …
و منتظر می مانم در کنار تمام اینها …
Comments Off
- خداوند روز اول آفتاب را آفرید
- روز دوم دریا را
- روز سوم صدا را
- روز چهارم رنگ ها را
- روز پنجم حیوانات را آفرید
- روز ششم انسان را
– و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیز را نیافریده است؛
پس تو را برای من آفرید …
“آخرین دیالوگ سریال مدار صفر درجه”
Comments Off
از آن نترس که زندگیت پایان پذیرد،
از آن بترس که هرگز آغاز نشود …
“کریس هانسن”
Comments Off
خدا، انسان و عشق؛
این است امانتی که بر دوش آدم سنگینی می کند
و این است آن پیمانی که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم،
و خلافت او را در کویر تعهد کردیم!
ما برای همین “هبوط” کردیم،
و این چنین است که به سوی او باز می گردیم …
“دکتر شریعتی”
Comments Off
عرصه ی سخن بس تنگ است!
عرصه ی معنی بس فراخ است!
از سخن پیشتر آ
تا فراخی بینی و
عرصه بینی …
“شمس تبریزی”
Comments Off
وقتی عشق فرمان می دهد،
“محال” سر تسلیم فرود می آورد …
“دکتر شریعتی”
Comments Off
انسان بیش از زندگانیست.
آنجا که هستی پایان می یابد،
او ادامه می یابد …
“دکتر شریعتی”
Comments Off
می خواستم زندگی کنم؛ راهم را بستند!
ستایش کردم؛ گفتند خرافات است!
عاشق شدم؛ گفتند دروغ است!
گریستم؛ گفتند بهانه است!
خندیدم؛ گفتند دیوانه است!
دنیا را نگه دارید! می خواهم پیاده شوم …
“دکتر شریعتی”
Comments Off
خدایا!
آتش مقدس “شک” را آنچنان در من بیفروز
تا همه ی “یقین”هایی را که در من نقش کرده اند،
بسوزند …
“دکتر شریعتی”
Comments Off