پیرمرد

پیرمرد پشت فرمون نشسته بود و می روند؛
بنان “الهه ناز” سر داد …
پیرمرد رو به صندلی کنار دستش کرد و با بغض، بلند گفت:
… با دل من بساز …
اما چه فایده! صندلی خالی بود …

هر انسان حاصل تفکرات روزانه ی خویش است …

“امرسون”

راز موفقیت این است که هدفی را بی وقفه دنبال کنی …

“آنا پاولنا”

برای دستیابی به موفقیت نباید به راضی کردن همه اندیشید …

“مایک ویکت”

کوه را از میان بر می داری اگر از سنگ ریزه ها شروع کنی …

“ناشناس”

شب

شب بر قلمرو آسمان حکم می راند
سایه ی سنگین سکوت
وجودم را محکوم می کند!
حکم “دل” داد
شکستم …
و من
چاییم را با چشمانی بسته
به سلامتی بی خیالی
می نوشم …

حرف های بزرگ عمق دارند، نه طول و عرض …

“ناشناس”

اگر در راهی قدم گذاشتید که در آن هیچ مشکلی وجود نداشت، بدانید این راه شما را به هیچ جا نمی رساند …

“ناشناس”

غروب

در پسِ آن غروب رفتن
طلوع؛ معنای خود را گم کرد
و من
دل دادم به سرخی سیاه غروب …

آوار

پس لرزه های دلم، سکوت شب را بر دلم آوار می کند …

پ.ن: خسته

Sohail’s Star - Comet , Written By Sohail M , Powered By Hamidreza S